تبليغاتX
شکسته دل
شکسته دل
ما ز هم فاصله داریم همین کافی نیست××ما دلی بی حوصله داریم همین کافی نیست

یه شب دیدم که عشق من، پنهونی گریه می کنه

انگاری من قفس شدم ،  زندونی  گریه می کنه

دیدم  دلش  می خواد  بره ،طاقت  موندن  نداره

دیدم می خو اد پر بگیره ،  بره  و  تنهام  بذاره

منم   گذاشتم  که   بره ،  گفتم  اونم  یه   آدمه

لحظه  رفتنش می گفت ،  تا همیشه  به  یادمه

خوب یادمه  گفتم  بهش،  برو به  فکر من نباش

اون رفت و سال ها می گذره، اما دلم تنگه براش

اما حالا دلم می خواد ، خاطره هام یادش نیاد

دوباره عاشقم  نشه  ،  دوباره  باز  منو نخواد

خدا کنه یادش بره ، خاطره های رنگی رو

یه روزی از یادش بره ، عشق  به اون قشنگی رو

خدا  کنه   یادش   بره ،  باغ   کنار   برکه  رو

اون کلبه قدیمی رو ،  اون   شبای  معرکه  رو

نه  هنوز یادم  نرفت ،  گفتم  برو به  پام   نسوز

اما حالا  دل  نمی خواد   بدونه  عاشقم  هنوز

 

لینک ثابت| یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 22:26 توسط تنها |
خواب

بخواب گل شكستني كه شب داره سر ميرسه

مهلت عاشقيهامون داره به آخر ميرسه

نگاه نكن به آسمون خورشيد خانم رفته ديگه

اينجا كسي از قديما قصه وشعري نميگه

بخواب قشنگ وموندني كه دنيا ديدن نداره

گلاي خشك كاغذي كه ديگه چيدن نداره

ضريح عشقمون ديگه هيچي كبوتر نداره

شب مي ره اما تو كوچه تاريكيشو جا ميذاره

از خواب نمي پره كسي وقتي كه برگا ميريزن

شقايقاي بي پناه اسير دست پائيزن

مرز و حصار وانتظار گم تو غبار جاده هاست

تو اين هجوم بي كسي پروانه بودن اشتباست

همدم غصه هاي تو زخمي بغض خاطرست

اما هنوزم غروبا عاشقي پشت پنجرست

همش غم و همش غرور يه برجه و صد تا خزون

دلم مي گيره واسه غربت پاك باغچمون

بخواب به ساعت سحر كه ديگه تو دنياي ما

چراغي روشن نمي شه با دست سرد آدما

 

لینک ثابت| چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 18:57 توسط تنها |
مرا باور کن امشب

مرا باور كن امشب

كه در بالين چشمانت تماشا مي كنم خود تيرگيهايم

تو خود  رفتي به سوي شهر قصه

مرا تنها در اين اندوه رها كردي

كه مي آيي مرا باور كن امشب

كه بيهوده در اين تصوير دلبندي شور و عشق

به پاي تو نشستم

گرفتار طلسم عشق پوشالي شدم من

در اين ويراني چهره چه اندوهي به پا كردي

تمام قدرت تازه شكفتنهاي من رفت

به پاي جستجوهاي خيالي

كه روزي دست تو در دست من باشد

براي رفتن از جاده خاكي به سوي آسمان آبي عشق

ولي ساده به پاي تو نشستم

چه حد گمره در اين بازي شكستم

خم شدم تا مرز هيچ

شدم گم در هواي واپسين خاطره ها

مرا باور كن امشب

لینک ثابت| شنبه ششم مرداد 1386ساعت 20:18 توسط تنها |

لینک ثابت| سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 15:45 توسط تنها |
قسم

تو مگه قسم نخوردي دلمو تها نذاري

 

روبروم نشستي اما از غريبه كم نداري

 

روبروي من نشستي توي چشم تو ستاره

 

از صداي تو شنيدم كه دلت دوستم نداره

 

دل تو،  تو آسمونا من به دنبال دل تو

 

تو به دنبال ستاره من به ياد قسم تو

 

تو مگه قسم نخوردي دلمو تها نذاري

 

هر گز از روز جدائي سخني به لب نياري

 

حالا روبروم نشستي حرف تو فقط جدائي

 

تو قسم نخورده بودي كه يه دنبا بي وفائي

 

تو قسم نخورده بودي روزي عشق تو مي ميره

 

نور يك ستاره شب جاي مهتابو مي گيره جاي مهتا بو مي گيره

 

 

لینک ثابت| دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 20:32 توسط تنها |

دلم گرفته اسمون

 

نمی تونم گریه کنم

 

شکنجه می شم از خودم

 

نمی تونم شکوه کنم

 

انگاری کوه غصه ها

 

رو سینه ی من اومده

 

اخ داره باورم می شه

 

خنده به ما نیومده

 

لینک ثابت| چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 16:50 توسط تنها |

لینک ثابت| چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 16:46 توسط تنها |

لینک ثابت| چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 16:40 توسط تنها |
خواهش

تمام خواهشم از درد تنهائيست باور كن

 

تمام هستي ام يك قلب رويائيست باور كن

 

به يادت مي نويسم تا دوباره باز گردي

 

كه كوچه بي تو در بن بست تنهائيست باور كن

 

تمام دفترم بغض حضور وا‍‍ژه ها گرديد

 

 و شعر رفتنم  مرگي احورائيست باور كن

 

در اين غربت پرم از هاي وهوي تنهائي

 

سكوتم ، ناله ام ، بغضم تماشائيست باور كن

 

نمي دانم به ياد روزهاي درد خواهي بود

 

يا ايام پر از اندوه، فردائيست باور كن

 

ندانستم كه تو معناي بودن را نمي داني

 

و قلبت پر ز رنگ وعشق هر جائيست باور كن

 

پس از تو انتظارم ، اعتبارم مي رسد پايان

 

و اين انجام عشقي پاك شيدائيست باور كن

لینک ثابت| سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 12:51 توسط تنها |

 

در کلاس ادبیات معلم گفت:
فعل رفت را صرف کن!
رفتم ..رفتی.. رفت...
ساکت میشوم میخندم !
ولی خنده ام تلخ میشود،
استاد داد میزند خوب بعد ادامه بده
و من میگویم: رفت... رفت... رفت رفت
و دلم شکست، غم رو دلم نشست،
رفت شادیم بمرد، شور از دلم ببرد،
رفت ..رفت ..رفت...
و من میخندم و میگویم...
- خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است
کارم از گریه گذشته است به آن میخندم -

 

 

من


لینک ثابت| پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 16:20 توسط تنها |

لینک ثابت| پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 16:14 توسط تنها |
دل من

دل من خستگیات خیلی زیاده می دونم

 

دل من تنهائیات پر از سواله می دونم

 

دل من خندیدنت فقط تو خوابه می دونم

 

دل من آرزو هات نقش بر آبه می دونم

 

دل من تحملت مثله یه کوهه می دونم

 

دل من عاشقیات مثله جنونه می دونم

 

دل من صبوری وکسی سراغت نمی یاد

 

دل من خسته ای وصدا ازت در نمی یاد

 

دل من امید تو فقط باید خدا باشه

دل من تنهائیات باید پر از دعا باشه

 

لینک ثابت| دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 14:18 توسط تنها |
لینک ثابت| پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 20:24 توسط تنها |
کاش همیشه اینطوری بود...

لینک ثابت| پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 20:17 توسط تنها |
چرا؟

چرا همیشه  توی جدائیها  یکی طالب جدائیه و دیگری مجبوره قبول کنه . چرا ؟؟؟من که به ابن نمی گم عدالت چون یه دل می شکنه و یه دل شکسته می شه ومن اون دل شکستم. چرا نباید یکم گذشت داشته باشین؟با شماهام آره با همه شما دل عاشق من چه گناهی کرده؟ شما بگین ، جواب می خوام  دلم گرفته 

خستم می خوام گریه کنم  نمی تونم . می گن دیوونست آره دیوونم ولی می خوام این دیوونه رو یکم جدی بگیری  فقط یه کم . به خدا خستم! میتونی اسم این دیوونه رو عاشق تنها بذاری . اگه قبولش کنی تا آخر عمر فقط می گه (((***دوستت دارم***))) پس باورش کن

 

 

 

لینک ثابت| پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 20:13 توسط تنها |

می دونی خوبم!  را ستیاتش دلم پره از این زمونهء بی خیال

 

می دونی، هیچ کس منو درک نمی کنه.  می گن عشق دروغه  ولی من به تنها چیزی که ایمان دارم عشقه

 

می دونم تنها کسی که منو خوب می فهمه تویی آره خود تو

 

من می دونم که تو هم عاشقی یکی مثل خودم

 

 ولی می دونی! به عشقای این زمونه نمی شه زیاد اعتماد کرد

 

خوب تو باید بهم حق بدی که گاهی وقتا باهات تندی کنم

 

ولی خوب  می دونی با همه تندی بازم دوست  دارم

 

اینا همه حرفای دلم بود  که بهت گفتم  حالا هم آرزو می کنم که باهام موافق باشی

 

هستی مگه نه؟؟؟

 

لینک ثابت| پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 20:5 توسط تنها |

تقدیم به تو

سلام عشق من 

               خوش اومدی

 

لینک ثابت| پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:10 توسط تنها |

لینک ثابت| دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 18:37 توسط تنها |

لینک ثابت| دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 18:26 توسط تنها |

لینک ثابت| دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 18:21 توسط تنها |

نگو گذشته از ما، نگو ازم گذشتی

 

        نگو دلت گرفته از اینکه پام نشستی

 

                تقدیرم اینه که پشه من نمونی

 

                     نگو باز می تونی توبی من بمونی

 

                       &nb